تبليغاتX
غزل ناتمام -
 
سلام                                                                                                 ورود به فضای مجازی قرار بود خیلی قبل تر از این اتفاق بیفته اما به دلایلی نشد.........دوست دارم اولین کاری که میزنم  بلندترین غزلم باشه،شاید به خاطر شکستن هنجاری که وبلاگم رو به اسم خودش سند زده........

او مال تو نمی شود،چون مال دیگریست

فکرش مدام در پی احوال دیگریست

پرواز پا به پای تو ممکن نمی شود

چون قدرت دو بال او از بال دیگریست

حافظ برای تو به جز از او نمی سرود

و  او تمام نیتش بر فال دیگریست

شاید برای عاشقی اش بچه ای هنوز

این را به طعنه گفته که هم سال دیگریست          

این حرف ها بهانه ی از تو بریدن است

این ماجرای تازه ی جنجال دیگریست

عشق اصیل مال کتاب و گذشته بود

در عصر ماهواره ،به منوال دیگریست

حوای او نبودی و چشمش تو را ندید

دستش برای چیدن یک کال دیگریست

اصلا عجیب نیست که ندیده او تو را

چشمی که عاشقش شدی...دنبال دیگریست

یعنی همان مثلث معروف من.تو..او...

یعنی نمیرسی به او ،او مال دیگریست

این یک نزاع کهنه سر مالکیت است

این مرد جز  ثابت اموال دیگریست

این بار باخت دادی و این داو با تو نیست

حالا دلت در حسرت فینال دیگریست

پس هی به خود نهیب نزن که چرا نشد

حالا که رفته....گم شده...یا مال دیگریست

باور بکن که تحفه زیادست مثل او

او مرد حرف بی عمل...امثال دیگریست

صد رو و صد قیافه و صد چهره و هنوز....

هر صورتک به صورتش تمثال دیگریست

این جای قصه ...آخر دنیاست مال من

این شعر...حکم...فوری....ابطال دیگریست 

۱۸/۳/۱۳۸۶

نوشته شده توسط مهسا مختاری در چهارشنبه ششم تیر 1386 |