تبليغاتX
غزل ناتمام - پرنده گی که نباشد پرنده میمیرد ...
روزهاییست که می خواهم فقط شعر بنویسم،کتاب بخوانم،فیلم ببینم،موسیقی گوش کنم،فکر کنم و.......حرف نزنم. 

روز هایی که نمیدانم خوبند یا بد،روزهایی که شعر تمام وقتم را میگیرد...و کم کم دارد زندگی روز مره ام را تقریبا مختل می کند.

روز ها یی که دردهای دلم دیگر در غزل نمی گنجد...

یک رباعی پیشکش حضور سبزتان... .

می خواهم از این به بعد محکم بشوم

بی دغدغه ی چشم تو،بی غم بشوم

یعنی که به تدریج، ز تو دل بکنم

تصمیم گرفته ام که...آدم بشوم

...بگذار انسان ساده ترین دروغ های خوب را باور کند...همیشه قیمت عشق بیش از تحمل آدمیزاد بوده است.

نوشته شده توسط مهسا مختاری در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 |